توركجه يازمالار
گله جك آذربايجانا ، يالنيز و يالنيز آذربايجانلا گله جك
قصد من از نوشتن این مطلب نه پرداختن به مسایل سیاسی است ونه اینکه عقاید ناسیونالیستی و یا انتر ناسیونالیستی دارم و نه مارکهایی همچون پان تورکیسم و یا پان فلانیسم به من می چسبد که از قدیم گفته اند " دانیشماق گوموشدن اولسا دانیشماماق قیزیلداندیر " و یا " دیلینی ساخلییان باشینیدا ساخلییار". اما چه کنم که بعضی مواقع نمی توان چشم بر حقایق بست و سکوت کرد که از قدیم گفته اند " درد چوخدور ائشیدن یوخ". چند روز پیش روزنامه جوان در ستون برداشت صفحه دوم خود مطلبی در مورد مصادره مولانا] شاعر به اصطلاح ایرانی[توسط تورکها نوشته و پیش بینی کرده بود که حافظ و سعدی نیز در آینده نزدیک مصادره خواهد شد . با خودم گفتم " ده ده ن سوغان ، نه نه ن ساریمساق ، سن هارادان اولدون بئله نیشکر " من فقط در دو جمله مطلبی مینویسم و قضاوت و نتیجه گیری را به خودتان واگذار میکنم. 1) حضرت مولانا در شهر بلخ به دنیا آمده و در شهر قونیه تورکیه امروزی عاشق مراد خود شمس تبریزی شده و در همان جا نیز وفات یافته است. در قونیه مطمئنا کسی فارسی حرف نمی زده است ، اما وی اشعارش را بنا به دلایلی که در این مجال نمی گنجد به فارسی سروده است ] البته اشعار تورکی زیادی از وی نیز هست [ . حال مسوولان فرهنگی کشورمان مدعی اند که این شاعر صد در صد ایرانی است و تورکها وی را از ما دزدیده اند و الکی این همه خرج برای وی میکنند. ( خدا اجرشان بدهد که حداقل این شاعر را به دنیا شناسانده اند) . سوالم از مسوولان فرهنگی این است که اگر هرکسی فارسی بسراید ایرانی است پس افغانها و تاجیکها که فارسی حرف میزنند چرا ایرانی نیستند !!!؟ 2) چند سال پیش کشور های عربی، رازی و ابن سینا و چند دانشمند دیگر را به خاطر نوشتن کتابهایشان به زبان عربی ، عرب معرفی کردند، مسوولان فرهنگی ما دوباره ادعا کردند که اینگونه نیست ایشان در ایران متولد شده در همین جا زندگی و فوت شده اند فقط کتابهایشان را به عربی نوشته اند و در واقع ایرانی اند. یاد ضرب المثلی افتادم " دیمه منه ، دیمه ییم سنه" حالا قضاوت را به شما میسپارم " بیر الده ایکی قارپیز توتماق اولماز " دوستان عزیز نظر من این است بیایید جهانی فکر کنیم اینکه مولانا ،رازی ، این سینا و... کجا زیسته اند به چه زبانی نوشته اند مهم نیست بیایید ببینیم برای ما چه به یادگار گذاشته اند تا بتوانیم از میراث آنها استفاده کنیم. امیدوارم به من لقب ضدوطن ندهید که من هیچ وقت مرزی برای کشور ها قائل نیستم مهم انسانیت است نه زبان و ملییت و.... . سئوگی ، اود قارشیسندا ایلک اینسانین حیرتی تک تانینمازدیر ، کندلری بایقوش یوواسی ، اوجاق لاری سونموش یورد. سئوگی ، دیری باسدیریلمیش دوشمان کیمی دیر ، نه دردی ، درد و نه سئوینجی سئوینج دیر . سئوگی پس نه دئمکدیر ؟ سئوگی یاشاییشیین بطنینده کی بیر آخین دیر کی ، بیزی ایره لی سوروکله ییر ،گوجله ندیریرو " آیین واتسین" دری اسارتی آدلاندیردیغی دوستاق دان قورتاریر . سئوگی اولمایان یئرده اوز باشیناییق ، آنجاق اوزوموزو بیه نیریک و اوزوموز اوزوموزه مرکز اولوروق . آنجاق سئوگی ، یاشاییشیمیزین مرکزیندن باییرا دوغرو حرکت ائتمه ییمیزه امکان یارادیر . بونون اوچون سئوگی بیزیم یاشاییشیمیزی گئنیش لندیریر . و سوزسوز کی ، اونو زنگین لشدیریر. هر بیر بشرنوعو نه یی ایسه، سئویر و یا سئویلیر . بو گئدیش حقیققتن گئرچک لشیر سه ، اوندا یئر بهشت اومالی دیر.
| Design By : Night Skin |


